ماری عمیقا میخوام جیغ بکشم، بلند و با گریه، میخوام داد بزنم ولی نمیتونم، ولی نمیشه! ماری من از خوابگاه خستهم چون دلم برای غذای مامانم تنگ شده، از دانشگاه خستهم چون همهش باید خودم رو توضیح بدم، از توضیح دادن خستهم چون پایانی نداره! تراپیست میگفت خودت باش، میدونی ماری من همیشه سعی میکردم خودم باشم ولی هر برداشتی از من شده جز اونی که واقعا هستم! پس شاید باید دور ارتباط برقرار کردن رو خط بکشم، شاید باید حرف نزنم؛ ولی ماری میدونی آدمها از سکوت تو هم حرف درمیارن! میخوام فقط بشنوم، از این به بعد میخوام تلاشمو کنم. نمیخوام روی آدم ها برچسب بزنم چون هر کسی زخم هایی داره. میخوام با همه دوست باشم اما از سوتفاهم ها بیزارم. میخوام به همه عشق بورزم اما چطوری وقتی همهش نفرت دورمه؟! از حرف ها خستهم، از کنایهها، ماری چرا من همیشه مقصرم؟ چرا منم که همیشه عذرخواهی میکنه؟ چرا فقط منم که از دعوا و بحث بیزارم؟ چرا فقط من خستهم؟ ماری لااقل تو بهم بگو که تقصیر من نبوده! تقصیر من نبوده که بدنیا اومدم، تقصیر من نبوده که آدمها خوشحال نیستن، بهم بگو! تقصیر من نبوده که گناه کردم، بگو که مقصر نیستم. بگو بگو؛ تقصیر تو نبوده، تقصیر تو نبوده. ولی همچنان من موندم و یک دنیا بیقراری و گناهایی که ناخواسته مرتکب شدم. حتی خدا هم دیگه بهم نگاه نمیکنه ماری، البته میترسم صداش بزنم، خجالت میکشم از اینکه به این آسونی دارم میبُرم، از اینکه همیشه تقصیر من بوده. درسته ماری من از اول یک خطا بودم. وجودم خطاست. میدونی ماری من توی زندگیم کلی برچسب خوردم اما هیچکدوم روی زخمهام ننشست، همه رو روی دهنم زدن. توی سرم. و همهچی گیر کرده اینجا، توی این قلب بیصاحاب. کاش درش بیارم، هر چی میکشم از این دله.
۵ دسامبر ۲۰۲۵
+ فکر کنم از این به بعد اینجا برای ماری بنویسم.
++ بین قالب های پیشنهادی این ظرمو جلب کرد، اما نوشته هاش یکم ریزنㅜㅜ
+++ کاش طول ترم درس میخوندم *گریه* به قول ایمان هر جور حساب میکنم نمیرسم تمومش کنم. من یکی به شخصه به پاس شدن هم راضیم ولی خانواده من را پخ میکند بات آی دونت فاکینگ کر. نیناینای
++++ خیلی زشته که اصلن یادم نمیاد چجوری روی پست باید آهنگ گذاشت؟! کومک!!!
+++++ داشتم فکر میکردم خیلی جالب و ترسناک میشد اگر یکی از کاربرای بیان همکلاسیایم از آب درمیومد ㅜㅜ
